|
وقتی خدا هست دلیلی برای ناامیدی نیست
|
بعده مدتها رفتم وب ساناز جوونم حسودیم شد گفتم منم دوباره شروع کنم به نوشتن من که هیچوقت خوشحال نیستم ( اصلا خوشحالی چی هست؟؟نمیدونم)
بالاخره لیسانسه رو گرفتمو شدم مهندس بیکار
با همه ی پستیو بلندی که زندگیم داشت و هنوزم داره اما میگذره
دلم واسه دوستای وبلاگم تنگ شده بود خیلی خوشحالم که دوباره میخوام بنویسم
خط زدن بر من پايان من نيست